💕اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ 💕

چه خوب شد که مرا آشناي خود کردي
رفيق دايميِ روضه هاي خود کردي

به آنچه خواسته بودم رسيده ام با تو
چرا که قلب مرا کربلاي خود کردي 

کبوترانه دلم ،اين هميشه عاشق را
اسير گندم و آب و هواي خود کردي 

مرا به بي خبري از جهان شرف دادي
جهان جان مرا تا براي خود کردي

چقدر پشت سرت حرف هاي خوبي هست
يکي شبيه مرا که گداي خود کردي

چه خوب خلوت گريه پناهگاهم شد
چه ماهرانه مرا مبتلاي خود کردي 

هواي شاعريم بود و  خواب ديدم که
مرا تو محتشم شعر هاي خود کردي 

 


شاعر: حسن کردي

 



تاريخ : جمعه 10 دی 1395  | نویسنده : zaker7007 | نظرات 0

و پلک گشودی دنیایی را که برایت کوچک بود

خدا تو را برای تاریخ مقدّر کرد تا چیزی را به ادراک برسیم

خورشید چشمانت را به زمین تاباند

تا دنیا را از دریچه نگاه نافذ تو ببینیم

چه تقدیری داشتی، طفل آفتاب!

درست لحظه ای آمدی که:

زمین در تیر رس نگاه سرد زمستان بود،

و در اسارت شیطان.

درست یک گام مانده به آغاز فراخوان بزرگ عشق و حماسه، آمدی؛

لحظه ای که تاریخ، در آستانه یک اتفاق سرخ بود.

... و تو هم به ضیافت عشق رفتی.

«قنداقه ات» را «اِحرام» خویش کردی و راهی «خانه دوست» شدی

به نیمه های حجّت که رسیدی

تقدیر این شد که پدر

حج نیمه تمامش را در کربلا کامل کند

بسیاری، حسین علیه السلام را که «باطن کعبه» بود، رها کردند و مسافر کربلا نشدند

اما تو ـ که از قبیله عشقی ـ

پشت به قبله قبیله نکردی

تا در «کربلا»، «حاجی» شوی

«شش ماه» برایت کافی بود

تا «کربلا»یی شوی

«شش ماه» کافی بود

تا از بند «ناسوت» برهی

ـ اگرچه آن «شش ماه» هم زمینی نبودی ـ

با یک حنجره «شش ماهه»

همه تاریخ را تکان دادی

با یک قلب «شش ماهه»

به تقدیر آسمانی خویش دل سپردی

یک گام «شش ماهه» برداشتی

تا به «ملکوت» رسیدی

«علی اصغر» بودی،

اما دلت بزرگ بود

گام هایت بلند بود ـ برای عروج به ملکوت ـ

خدا خواست تو بیایی

ـ درست، لحظه ای که تاریخ، در آستانه یک اتفاق سرخ بود ـ

و تو اتفاق افتادی

نگاه سبزت را روانه چشم اندازی سرخ کردی

و چشم به راه یک روز ماندی؛

روزی که قنداقه امروز و «لباس احرام» فردایت

بوی «شهادت» بگیرد

 

امیر مرزبان

 



تاريخ : چهارشنبه 8 دی 1395  | نویسنده : zaker7007 | نظرات 0

فدای نام زیبایت، ای علی اکبر حسین –علیه السلام- که هم نام شیر مرد آفرینش –حیدر کرار- می باشی. به گفته ی برادر غریب و تنهایت -علی بن الحسین علیه السلام- اگر پدر 100 پسر دیگر داشت، قطعا همه را علی می نامید. 
ای نوگل لیلایِ افتخار زینب کبری –سلام ا... علیه- بی شک کربلا 2 امام شهید داشت با شهادت تو، حسین –علیه السلام- می دید که تو کم از مقام امامت نداری ولیکن شهادت را زیباتر از مقام امامت بر تو دید.
 تو آنچنان بر سخایای اخلاقی آراسته بودی که معاویه ی ملعون را انگشت بر دهان نمودی. هنگامی که تمامِ قدارهِ کشان به تخت سلطنت او جمع بودند و از دهان آن ملعون شنیدند که فقط علی اکبر حسین –علیه السلام- لایق مقام خلافت است، او که قاتل 110 هزار شیعه ی امیرالمؤمنین –علیه السلام- است، چگونه از مقام ولایت به حیرت آمده، تو با پر کشیدنت نیز باز والایی مقامت را به عالم نشان دادی، چرا که پدر مظلوم و صبور در کنار بدن پاره پاره ات 7 بار صدا زد: ولدی... و از ته دل فرمود: اینها چقدر در مقابل خدا جسارت داشتند که تو را کشتند، با کشتن تو به ساحت رسول خدا –صلوات ا... علیه- توهین شد.
یا علی جان، نکند منظور حسین –علیه السلام- این باشد که جنگ با علی اکبر مصادف با جنگ با خداست. 
پدر بزرگوارت در تمام صحنه های کربلا ایستادگی کردند و دم نزدند، تو چقدر بزرگ بودی که با پرکشیدنت، لب به نفرین گشود: که خدایا رحم عمرسعد را قطع کن، همان طور که رحم ما را قطع کرد! خدایا باران رحمتت را از آن ها دور کن... و همین طور نفرین نمودند.
ای علی اکبر عالم ... شاهزاده علی اکبر، والایی مقامت را در زیارت مولایم مهدی صاحب الزمان- اروحنا فداء- از مرقد مطهر امام شهید حسین –علیه السلام- درک می کنم که ایشان در پائین قبر جد بزرگوارشان، درست بالای سر شما اینگونه می فرمایند: به ابی وامی...

 



تاريخ : چهارشنبه 8 دی 1395  | نویسنده : zaker7007 | نظرات 0
لطفــا از دیگـــر مــطالب نیــز دیــدن فــرمایید
تعـــداد کل صفحات : 80 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  
لطفــا از دیگــر صفحــات نیــز دیــدن فــرمایید
زيارت عاشورا

ابزار هدايت به بالاي صفحه